تبليغاتX
بوی بهار . . .!



 کو یک خنده

یک تبسم ساده

یک صورت صادقانه ، یک آوای بی ریا؟

آری  ...

چه باید کرد؟

با دسته های خنجر پیدا از آستین

لبخند ها فریب

و مهربان صدایی اگگگر هست از زمین

سوز نوای ززمزمه ی جویبار هاست..

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 17:6 توسط الهه خزان |



"دوستت دارم " را


من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام .


این گل سرخ من است !


دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق ،


که فشانی بر دوست !


راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 11:1 توسط الهه خزان |



این شب ها


چشم های من خسته است


گاهی اشک ، گاهی انتظار


این سهم چشم های من است

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 20:5 توسط الهه خزان |



زیر مهتاب تنت پیدا بود

ماه عریان  همه دلها بود

من و تو در حسرت یك موج بلند

كه در آن گوش افق

از كران تا به كران رسوا بود....

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:46 توسط الهه خزان |



بانوی داغ بهار!خاتون چارمين ماه

ای با ستاره همزاد!ای با سپيده همراه!

موسيقی از تو لبريز!ترانه از تو سرشار!

تنها ترين دليلِ!خلق بهشتی انگار!

تو گرگ و ميش چشمات!گم ميشم و ميميرم!

تو پيچ و تاب گيسوت!من تا ابد اسيرم!

با اخم ماه چشمت!شب بی ستاره می شه!

با تيرکمون ابروت!دل تيکه پاره ميشه!

نيلوفری تر از عشق!خوشبو تر از اقاقی!

رو صفحه ی دل من!نام تو مونده باقی!

اسطوره ی قشنگی!رعنای نانوشته!

زيبای ناسروده!معصوم تر از فرشته!

تنديس مهربونی!گل هميشه عاشق!

روياترين حقيقت!شيدا تر از شقايق!

رنگين کمون احساس!سنگ صبور غمهام!

دلبر ترين پری چهر!بانوی من ، دلارام!

ياسی ترين تبسم!زيبا تر از عروسک!

هميشگی ترين خوب!

تولدت مبارک!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:20 توسط الهه خزان |